با توسعه آبشیرینکنها در دنیا از جمله ایران نگرانی درباره تلخاب، دفع مناسب و کاهش بار آلودگی آن وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف امکانسنجی کاهش آلایندههای فلزات سنگین تلخاب بهروش زیستی، تابستان سال 1403 در مقیاس آزمایشگاهی در سالن آبزیپروری پژوهشکده اکولوژی خلیجفارس و دریایعمان انجام شد. این پژوهش طی دوره 14 روزه در 3 تیمار: کشت ریز جلبک Dnaliella salinau در آب دریا با شوری ppt 38 (تیمار 1)، تلخاب آبشیرینکن با شوری ppt 65 (تیمار 2) و آب دریای به شوری تلخاب رسیده (تیمار3) با 3 تکرار اجرا شد. ابتدا فلزات سنگین (نیکل، سرب، قلع، روی، مس، کادمیوم، آهن) در تلخاب و آب دریا مورد سنجش قرار گرفت. سپس تراکم سلولی D.salinaطی دوره و میزان حذف فلزات سنگین پایان دوره مورد سنجش و محاسبه قرار گرفت. نتایج آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد اختلاف معنیداری بین بیشترین و کمترین تراکم سلولی که به ترتیب متعلق به تیمار اول106 × 52.8 سلول در میلیلیتر و تیمار سوم 106 ×44 سلول در میلی لیتر بود وجود داشت (p ≤0.05 ). درصد حذف فلزات سنگین توسط D.salina بهترتیب در تیمار اول، دوم و سوم برای آهن (77.21، 80.59، 77.54)، روی (42.76، 46.43، 55.28)، مس (35.35، 48.79، 41.18)، نیکل (45.18، 26.31، 41.55)، سرب (76.83 ،74.66، 75.75)، کروم (42.92، 37.49، 35.50) و کادمیوم (26.55، 24.34، 29.19) درصد بود. نتایج حاصله، اختلاف معنیداری بین تیمار اول و دوم و همچنین بین تیمار دوم و سوم به جز فلز سرب نشان داد (p ≤0.05 ). از اینرو تیمار دوم که از تلخاب استفاده شده بود درصد حذف فلزات سنگین بالاتری داشت. احتمال میرود نتایج فوق بهدلیل استفاده ریزجلبک از آنها بهعنوان مواد ریزمغذی بوده است. بنابراین میتوان گفت D.salina با حذف فلزات سنگین از تلخاب، غلظت آنها را کاهش داده بود. بنابراین میتوان کشت ریزجلبک D.salina را به عنوان راهکاری مؤثر جهت کاهش آلایندههای فلزات سنگین و متعادلسازی آب خروجی آبشیرینکن از نقطه نظر آلودگی پیشنهاد داد.